تبليغاتX
یادداشت های یک خبرنگار اصفهانی

یادداشت های یک خبرنگار اصفهانی

هزار دیده نگهبان اشتباه من است!!!

دعا، ریا.......

 

پروردگار خود را از روی فروتنی و در پنهانی بخوانید

د

خبرنگار اصفهانی:  معمولاً انسانها بهترین راه رسیدن به خواسته‌های خود را دعا کردن می‌دانند.هر کس،با شیوه خاص خود با معبودش ارتباط برقرار می‌نماید، راز و نیاز می‌کند،خواسته‌ و نیازهای خود را درخواست می‌کند و به امید این وعده خداوند که فرموده است:قال ربکم ادعونی استجب لکم؛مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم در دریافت پاسخ از خداوند پافشاری می‌کند.

 به همین دلیل،همواره مجالس دعا و نیایش در مکان‌های مختلف برپاست و به مناسبت‌های مختلف،مردم برای دریافت حاجت‌هایشان،به این مجالس روی می‌آوردند و هم نوا با یکدیگر و به امید پاسخ از جانب پروردگار خویش،دعاهایشان را زیر لب زمزمه می‌کنند.

دوباره بوی عزاداری  به مشام  رسید و همه با لباسهای مشکی  در مراسم عزاداری شرکت خواهیم کرد. همه ما تا کنون،در این مجالس شرکت کرده‌ایم و حتماً این جملات را از نوحه خوان شنیده‌ایم که خطاب به جمعیت می‌گوید:«اگر می‌خواهی به حاجتت برسی،چنان فریاد بزن و حاجتت را بخواه که صدایت به عرش خدا برسد و خدا جوابت را بدهد»

گرچه ممرثیه خوانی حال و هوای معنوی ایجاد میکند اما آیا تابحال کسی فکر کرده است که این نوعی آلودگی صوتی و یا ایجاد مزاحمت برای دیگران نیست؟ کسی منکر ارزش دعا و نوحه خوانی نیست همه ما زنده به ارزش های والای دینی هستیم و به آن افتخار می کنیم اما آیا مناجات باید ازطریق بلندگوهای قوی  و در ملاعام انجام شود؟؟

با توجه به این جمله،این سؤال همیشه ذهنم را به خود مشغول داشته  که مگر خداوند، داحی و از دل بندگان خود و خواسته‌های آنها خبر ندارد؟ و مگر صدای آهسته آنها را نمی‌شنود؟

 چه لزومی دارد که ما فریاد بزنیم و چنان فریاد بزنیم که صدایمان به عرش خدا برسد،یا از فریاد ما عرش خداوند به لرزه بیفتد تا آنگاه خداوند متوجه خواسته و حاجت ما بشود و جواب ما را بدهد؟وقتی برای بررسی این موضوع در نرم افزارهای مختلف دینی به بررسی پرداختم دیدم که خداوند در سوره اعراف،ایه 55 میفرماید: پروردگار خود را از روی فروتنی و در پنهانی بخوانید که او متجاوزین را دوست ندارد.

 با مطالعه این ایه،متوجه شدم که خداوند،به طور روشن، نحوه دعا کردن و خواندن خودش را به ما گوشزد کرده، حتی در پایان ایه فرموده است: که خداوند متجاوزین را دوست ندارد و این جمله می‌تواند هر گونه تجاوز را،اعم از فریاد کشیدن به هنگام دعا و یا تظاهر و ریا کاری و یا توجه به غیر خدا به هنگام دعا،شامل شود. با مراجعه به تفسیر نمونه،توانستم در رابطه با تفسیر همین ایه،مطالب زیر را برداشت کنم.

«در ایه فوق می‌خوانیم:خدا را از روی تضرع بخوانید؛یعنی با کمال خضوع و خشوع و تواضع روی به سوی او آورید و در حقیقت،دعا کننده،نباید تنها زبانی چیزی را بخواهد،بلکه باید روح دعا در درون جان او و در تمام وجودش منعکس شود و… و اینکه در ایه فوق دستور داده شده که خداوند را به طور خفیه و در پنهانی بخوانید،برای این است که از ریا دورتر و به اخلاص نزدیک‌تر و توأم با تمرکز فکر و حضور قلب باشد».

 در حدیثی می‌خوانیم که پیامبر(ص) در یکی از غزوه‌ها بودند.هنگامی که سپاهیان به کنار دره‌ای رسیدند،فریاد خود را به «لا اله الا الله» و «الله اکبر» بلند کردند.پیامبر(ص) فرمودند:ای مردم،اندکی با آرامش دعا کنید.شما شخص کر و غائبی را نمی‌خوانید، شما کسی را می‌خوانید که شنوا و نزدیک و با شما است.

بعد از مطالعه ایه 55 سوره غافر و تفسیر آن،این پرسش برایم مطرح شد که چرا با اینکه ایه،آشکارا نحوه دعا کردن و خواندن خداوند را بیان کرده است و پیامبر اکرم(ص) نیز آن را خوب روشن ساخته‌اند،اما هیچ کس این مطلب را گوشزد نمی‌کند؟ و چرا در برابر این نحوه خواندن،همه سکوت کرده‌اند؟ ایا این نحوه دعا کردن جسارت و توهین به ساحت مقدس احدیت نیست که به سخن او در مورد خواندن خودش بی‌توجهی کنیم؟ و مثل اینکه او را بنابر گفته رسول خدا(ص) غایب و یا ناشنوا بدانیم؟

بیایید فکر کنیم، اگر هنگامی که خودمان خواسته‌ای از فردی داریم، درخواست خود را با صدای بلند مطرح کنیم،طرف مقابل ما چه واکنشی نشان می‌دهد؟ توجهش بیشتر می‌شود؟ یا از نحوه برخورد ما ناراحت می‌شود؟ این مطلب،در مورد خداوند که خالق همه هستی است،به طریق اولی صدق می‌کند و مسلماً او هم می خواهد،بندگانش او را با ادب و احترام صدا بزنند و از او درخواست کنند.

 ایا زمان آن فرا نرسیده که در ایات قرآن که کتاب زندگی است،اندیشه بیشتری کنیم و خود را بازیچه دست دیگران قرار نداده و وسیله بازار گرمی دیگران نشویم؟

 آنچه كه در قالب نوحه خواني در ميان دسته هاي زنجيرزن و سينه زن امروزه رواج دارد، آواهايي غريب با ريتم هاي تند و غيرجاذب است كه هيچ قرابتي با موسيقي دلنشين نوحه و نوحه سرايان اين مرز و بوم ندارد از طرفی چندسالی است که باب شده این افراد تا دقایق آخر شب به نوحه خوانی و مناجات و دعا می پردازند، در گزارشی در آینده به بررسی آسیب های عزاداری و نحوه مراثی و مداحی خواهم پرداخت و به همین جمله پسنده می کنم که چرا ميان اجراهاي صوتي برخي از مداحان با ريتم هاي تند و بي ريشه موسيقي به اصطلاح پاپ نمي توان تفاوتي قايل شد؟.

از آغاز بنيانگذاري آيين هاي سوگواري ماه محرم كه به قولي از دوره حكومت ديلميان و بخصوص عضدالدوله ديلمي، به صورت شكل گيري مجالس و حركت دسته هاي سينه زني، در ايران رواج يافت، هنر ايراني- اسلامي، در قالب هاي گوناگون در اين آيين ها تجلي پيدا كرد. مرثيه سرايان، زيباترين سرودهاي خود را در رثاي سيد الشهدا(ع) پديد آوردند و نغمه سرايان، زيباترين آوازهايشان را، در قالب نوحه هايي سردادند كه هنوز با بهترين ساخته هاي استادان عرصه موسيقي، رقابت مي كند. مجموعه اي شكوهمند از هنرهاي آييني محرم، بعدها به صورت نمايش آييني تعزيه رواج يافت كه هنوز هم در ميان نمايش هاي سنتي جهان از جايگاهي ارجمند برخوردار است.

اما نوحه خواني هنري بسيار قديمي است كه با صوت هاي جلي و آوازهاي خوش در قلب و روح مردم ماندگار شده است و چه خوب است که این توفیق تا حد امکان در خفا انجام شود.

امید است که همه ما،ایات قرآن را چون چراغی فرا روی خود قرار دهیم؛تا بتوانیم راه خود را در تاریکی نادانی پیدا کنیم و گمراه نشویم.

نویسنده: ح.الف ׀ تاریخ: دوشنبه سی ام آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

تاریخچه خانقاه

 خانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــقاه،؛

خبرنگار اصفهانی:

برآن شدم تا در خصوص تاریخچه و بطور کلی فلسفه خانقاه ها گزارشی تهیه نمایم. در ابتدا به سایت های معتبر در این زمینه مراجعه شد که قریب به اتفاق آنها به دلیل اهمیت این موضوع فیلتر و از ارائه مطلب معذور بودند اما این معضل اگرچه درد بزرگ بسیاری از فعالان رسانه های و موضوعی نخ نما در دنیای ارتباطات است ولی دال بر آن نبود که دست از کار کشیده شود. در ادامه با بهره گیری از کتب معتبر در این زمینه مشغول به بررسی موضوع شدیم و هرچند کوتاه ولی بالاخره از مابین مطالعه و بررسی بیش از 10 عنوان کتاب مختلف توانستم تا حدی در این خصوص اطلاعات ارزشمندی به دست آورم.

 این بخش کوتاهی از جمع آوری اطلاعات بود و نمی توان ادعا داشت که تنها این بررسی توانسته است این حجم مطلب را پدید آورد چرا که در کنار استفاده از این کتب که به دست آوردن آنها چندان ساده هم نبود ولی تلاش بر آن شد که با بزرگان و محققان علوم دینی و کسانیکه دستی در آتش این تخصص دارند گفتمان صورت بگیرد.

به حول و قوه الهی به دلیل آنکه حقیر چند سالی است در سمت روزنامه نگار در حال فعالیت هستم لذا چگونگی تهیه این گزارشات و تنظیم آنها دور از دسترس  نبود و بنا بر اعتبار، این افراد تا حدی همکاری ها و حمایت های علوم خود را به اینجانب لطف کرده که جا دارد  همینجا از آنان که بنا به درخواست خودشان از ذکر نام آنها خودداری می کنیم تشکر و قدردانی نمایم.

باید به این موضوع اشاره کنم در سال گذشته وقتی موضوع تخریب خانقاه دروایش گنابادی در تخته فولاد اصفهان بر سر زبان ها افتاد گزارشی در این خصوص تهیه کرده و از همانجا با این داستان آشنا شدم. اگرچه آن گزارش بنا به دلایل امنیتی از سوی رسانه ام برای چاپ برگزیده نشد ولی خوشحالم که تجربه ای هرچند تلخ و شیرین برایم پدید آورد که امروز بتوانم در اوج مشغله کاری و تخصصی بودن این موضوع و از طرفی عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی ولی گزارشی هرچند ناقص ولی با ارزش پدید آورم.

 


ادامه مطلب
نویسنده: ح.الف ׀ تاریخ: جمعه بیستم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

تکرار!!!

 

برای ۲۶

 

  ۳۰آبـــــــان،

galery.tk

 

علیرغم جمع زیادی از دوستان برخی دیگر در نظرات خود برداشت های متفاوتی از این دوعکس داشته اند که باید به اطلاع آنها برسانم:

عکس اول یعنی ۲۶ سال پیش ۳۰ آبان ۱۳۶۳ روزی که به دنیا آمدم و عکس بعدی یعنی راهی که هنوز باقی مانده است.....

تلنگری ساده بر تولد

نویسنده: ح.الف ׀ تاریخ: جمعه بیست و نهم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

تکدی گری چرا؟؟

 

به من فقیر کمک کنید...

خبرنگار اصفهانی:

به من فقیر کمک کنید ... بچه مریض دارم... فلج و بیکارم...شوهرم زندانه...چند روزه بچه هام چیزی نخوردند و هزاران حرف و حدیث دیگر

اینها جملاتی است که اگر در شهر کمی با دقت نگاه کنید از زبان برخی زنان سیاه پوش که صورت خود را در زیر چادر مخفی کرده اند یا مردانی که روی زمین ولو شده ه اند مرتب گفته می شود و در پی آن برخی از شهروندان دست به جیب شده  و به این فقرا کمک میکنند. اینکه این افراد در واقع فقیر و مستمند هستند یا نه موضوعی نیست که به آن پرداخته شود بلکه هدف از این گزارش اشاره به اصل موضوع گدا پروری و تکدی گری در جامعه است. یکی از مسائل مورد توجه جامعه شناسی  تکدی گری است که با ساخت های اجتماعی اقتصادی هر جامعه ای در ارتباط است

       .

 تکدی گری در شهرهایی چون اصفهان و تهران و دیگر کلان شهرها از معضلات اجتماعی است و اگرچه بسیاری از ارگانها و دستگاهها تلاش کرده اند تا این موضوع از بین برود ولی گاهی از اوقات هنوز در برخی از نقاط شهر این افراد دیده میشوند. کمک کردن به گدا از سوی تمامی دستگاهها رد شده است و کسی به آن اصرار ندارد چرا که  آنان که با گدایی کردن حیات می گذرانند ،نه تنها به کار تولیدی نمی پردازند ، یا خدمتی ارائه نمی دهند ، بلکه در مسیرهای انحرافی قدم می گذراند.

بارها در تلویزیون دیده شده که بعد از دستگیری یک فقیر خیابانی از منزل او میلیونها پول نقد بیرون کشیده میشود بطوریکه گاهی پول این افراد با سرمایه های سرمایه داران کلان کشور برابری میکند و این داستان تاکید بران دارد که نمیتوان به واقع ادعا کرد تمامی کسانیکه در شهر برای جمع آوری کمکهای مردمی برای خود تلاش میکنند مستمند و فقیر هستند.

وقتی برای تهیه این گزارش به خیابانهای شهر پا گذاشتم هیچگاه فکر نمیکردم که بتوانم با گداهای شهر مصاحبه کنم البته اگرچه در ابتدا هیچکدام قبول  مصاحبه نکردند اما وقتی بالاجبار دست به جیب شده و اسکناس 1000 تومانی را در دست گرفتم یکی از آنها قفل از دهان خود بازکرد و به سوالات  من پاسخ داد. این مرد 54 ساله در حالیکه علیرغم بقیه گداهای سطح شهر در پارک حاشیه زاینده رود قدم میزد و پول از شهروندان میگرفت میگوید:  از یکی از استانهای دوردست کشور به اصفهان آمده و قبلآ برای مردم روستا گله داری میکرده است اما وقتی نتوانسته چندان از عهده این کار برآید ترجیح داده که برای کار به اصفهان بیاید اما بیماری فرزندش و خرجی زندگی دست او را پیش خلق خدا دراز کرده است و حالا 4 سال است که اینکار برای او عادی شده است.

 وقتی از او میپرسم روزی چقدر درآمد داری جواب نمیدهد ولی تاکید من او را مجبور میکند درحالیکه به پولهای مجاله شده در جیب خود اشاره میکند در یک جمله بگوید صبح تا الان فقط همینقدر مردم کمک کرده اند. سریع با چشم پولهای او را میشمارم چیزی نزدیک به 8 هزار تومان است این درحالی است که ساعت 11 صبح را نشان میدهد و هنوز تا تاریکی هوا وقت زیادی باقی است.

 اگرچه سوالهای زیادی هنوز در ذهن من باقی مانده بود اما او تنها به یک سوال من که از او پرسیدم چرا کار نمیکنی پاسخ داد و گفت: برای پیدا کردن کار به جاهای زیادی رفتم ولی هیچ کس به من کاری نداد بخاطر بی پولی و مریضی دخترم از مردم کمک میگیرم.

منظره هزاران متکدی که در نهایت ذلت و با نمایش  اندام های از کار افتاده و زخمی ، ... درگوشه گوشه شهر پدیدار می شوند ماجرایی است که هرکسی بارها با آن برخورد داشته است. اگر مسیر شما به ترمینال، پارک و امامزاده بخورد بی شک خواهید دید که متکدیان چگونه در نقشها و لباسهای مختلف مشغول به مظلوم نمایی هستند.  همه ما میدانیم که یکی از مهم ترین شاخص های رشد ، آمادگی های انسانی یک جامعه است.   وبه همان نسبت نیز تعداد متکدیان شاخص اساسی در شناسایی عقب افتادگی آن جامعه مهم است چرا که پدیده تکدی با خود همه عوامل و عناصر منفی را یکجا دارد ، از یکطرف فقر فرهنگی و تباهی جامعه را می رساند ، از جانب دیگر محرومیت را با تمامی ابعادش هم مادی و هم روانی به نمایش می گذارد.

پس از بررسی بسیار در سایتهای مختلف آنچه در نهایت به دست آمد این است که ۵۱ درصد پاسخگویان را مردان و ۴۹ درصد را زنان تشکیل می دهند . ۹۴ درصد پاسخگویان را باسواد و ۶ درصد بقیه بی سوادند . در مورد علت کشیده شدن بعضی افراد به تکدی گری ، ۴۳ درصد پاسخگویان فقر و نیاز مالی افراد متکدی را مهم ترین علت روی آوردن آنها به گدایی می دانستند . درعین حال ۱۹ درصد دیگر پاسخگویان معتقد بودند که درصد کمی از گداها از روی احتیاج به تکدی گری روی می آورند و بسیاری از آنها نیازمند واقعی نیستند . ۷۱ درصد از افراد نمونه ، به تکدی کمک می کردند ، تنها ۲۹ درصد افراد نمونه هیچ وقت به گداها کمک نکرده اند . ۷۹ درصد از پاسخگویان برخورد مسئولان مربوطه را با این معضل اجتماعی ضعیف و ناکافی می دانستند و تنها ۲ درصد پاسخگویان برخورد مسئولان را قاطع دانستند.

یادم هست بچه که بودم پدرم میگفت: اگر مردی دست خود را به روی خلق خدا دراز کند این دست مثل پلی است که از روی آبروی خود گذشته است و مرد آبرومند محتاج خلق خدا نمیشود.

در اینکه وظیفه شرعی و دینی هر مسلمانی است که به همنوع خود که نیازمند کمک است کمک شود شکی نیست ما به واقع میدانیم دستهایی که کمک میکنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا میکنند اما آیا به واقع هر شخصی که در خیابان و اجتماع بچه ای ژولیده را دربغل گرفته یا بدن او از کار افتاده و زخمی است مستحق کمک است؟؟ آیا کمک به این افراد وظیفه ای  شخصی است یا سازمانهای مسئول باید جوابگو باشند؟

یکی از معصومین میفرماید: از فقز بترسید چون دین را هم زیر سوال میبرد.

 

نویسنده: ح.الف ׀ تاریخ: چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

درباره وبلاگ

سلام به همه.
از اینکه بهم سر زدید خیلی Mr30. باید به عرضتون برسونم که: این وبلاگ تنها در جهت اشاره به برخی از مسائل اجتماعی سیاسی فعالیت داشته و امتیاز آن مربوط به شخص نگارنده بوده و وابسته به هیچ نشریه و رسانه ای نیست
ممنون از همتون
راستی اگه نظر ندید حلالتون نمیکنم ها!!!
ح. اسماعیلی


لینکدونی

پایگاه های اطلاع رسانی

جستجوی مطالب


© All Rights Reserved to reporter118.Blogfa.com / Theme by: iTheme