به من فقیر کمک کنید...
خبرنگار اصفهانی:
به من فقیر کمک کنید ... بچه مریض دارم... فلج و بیکارم...شوهرم زندانه...چند روزه بچه هام چیزی نخوردند و هزاران حرف و حدیث دیگر
اینها جملاتی است که اگر در شهر کمی با دقت نگاه کنید از زبان برخی زنان سیاه پوش که صورت خود را در زیر چادر مخفی کرده اند یا مردانی که روی زمین ولو شده ه اند مرتب گفته می شود و در پی آن برخی از شهروندان دست به جیب شده و به این فقرا کمک میکنند. اینکه این افراد در واقع فقیر و مستمند هستند یا نه موضوعی نیست که به آن پرداخته شود بلکه هدف از این گزارش اشاره به اصل موضوع گدا پروری و تکدی گری در جامعه است. یکی از مسائل مورد توجه جامعه شناسی تکدی گری است که با ساخت های اجتماعی اقتصادی هر جامعه ای در ارتباط است
.
تکدی گری در شهرهایی چون اصفهان و تهران و دیگر کلان شهرها از معضلات اجتماعی است و اگرچه بسیاری از ارگانها و دستگاهها تلاش کرده اند تا این موضوع از بین برود ولی گاهی از اوقات هنوز در برخی از نقاط شهر این افراد دیده میشوند. کمک کردن به گدا از سوی تمامی دستگاهها رد شده است و کسی به آن اصرار ندارد چرا که آنان که با گدایی کردن حیات می گذرانند ،نه تنها به کار تولیدی نمی پردازند ، یا خدمتی ارائه نمی دهند ، بلکه در مسیرهای انحرافی قدم می گذراند.
بارها در تلویزیون دیده شده که بعد از دستگیری یک فقیر خیابانی از منزل او میلیونها پول نقد بیرون کشیده میشود بطوریکه گاهی پول این افراد با سرمایه های سرمایه داران کلان کشور برابری میکند و این داستان تاکید بران دارد که نمیتوان به واقع ادعا کرد تمامی کسانیکه در شهر برای جمع آوری کمکهای مردمی برای خود تلاش میکنند مستمند و فقیر هستند.
وقتی برای تهیه این گزارش به خیابانهای شهر پا گذاشتم هیچگاه فکر نمیکردم که بتوانم با گداهای شهر مصاحبه کنم البته اگرچه در ابتدا هیچکدام قبول مصاحبه نکردند اما وقتی بالاجبار دست به جیب شده و اسکناس 1000 تومانی را در دست گرفتم یکی از آنها قفل از دهان خود بازکرد و به سوالات من پاسخ داد. این مرد 54 ساله در حالیکه علیرغم بقیه گداهای سطح شهر در پارک حاشیه زاینده رود قدم میزد و پول از شهروندان میگرفت میگوید: از یکی از استانهای دوردست کشور به اصفهان آمده و قبلآ برای مردم روستا گله داری میکرده است اما وقتی نتوانسته چندان از عهده این کار برآید ترجیح داده که برای کار به اصفهان بیاید اما بیماری فرزندش و خرجی زندگی دست او را پیش خلق خدا دراز کرده است و حالا 4 سال است که اینکار برای او عادی شده است.
وقتی از او میپرسم روزی چقدر درآمد داری جواب نمیدهد ولی تاکید من او را مجبور میکند درحالیکه به پولهای مجاله شده در جیب خود اشاره میکند در یک جمله بگوید صبح تا الان فقط همینقدر مردم کمک کرده اند. سریع با چشم پولهای او را میشمارم چیزی نزدیک به 8 هزار تومان است این درحالی است که ساعت 11 صبح را نشان میدهد و هنوز تا تاریکی هوا وقت زیادی باقی است.
اگرچه سوالهای زیادی هنوز در ذهن من باقی مانده بود اما او تنها به یک سوال من که از او پرسیدم چرا کار نمیکنی پاسخ داد و گفت: برای پیدا کردن کار به جاهای زیادی رفتم ولی هیچ کس به من کاری نداد بخاطر بی پولی و مریضی دخترم از مردم کمک میگیرم.

منظره هزاران متکدی که در نهایت ذلت و با نمایش اندام های از کار افتاده و زخمی ، ... درگوشه گوشه شهر پدیدار می شوند ماجرایی است که هرکسی بارها با آن برخورد داشته است. اگر مسیر شما به ترمینال، پارک و امامزاده بخورد بی شک خواهید دید که متکدیان چگونه در نقشها و لباسهای مختلف مشغول به مظلوم نمایی هستند. همه ما میدانیم که یکی از مهم ترین شاخص های رشد ، آمادگی های انسانی یک جامعه است. وبه همان نسبت نیز تعداد متکدیان شاخص اساسی در شناسایی عقب افتادگی آن جامعه مهم است چرا که پدیده تکدی با خود همه عوامل و عناصر منفی را یکجا دارد ، از یکطرف فقر فرهنگی و تباهی جامعه را می رساند ، از جانب دیگر محرومیت را با تمامی ابعادش هم مادی و هم روانی به نمایش می گذارد.
پس از بررسی بسیار در سایتهای مختلف آنچه در نهایت به دست آمد این است که ۵۱ درصد پاسخگویان را مردان و ۴۹ درصد را زنان تشکیل می دهند . ۹۴ درصد پاسخگویان را باسواد و ۶ درصد بقیه بی سوادند . در مورد علت کشیده شدن بعضی افراد به تکدی گری ، ۴۳ درصد پاسخگویان فقر و نیاز مالی افراد متکدی را مهم ترین علت روی آوردن آنها به گدایی می دانستند . درعین حال ۱۹ درصد دیگر پاسخگویان معتقد بودند که درصد کمی از گداها از روی احتیاج به تکدی گری روی می آورند و بسیاری از آنها نیازمند واقعی نیستند . ۷۱ درصد از افراد نمونه ، به تکدی کمک می کردند ، تنها ۲۹ درصد افراد نمونه هیچ وقت به گداها کمک نکرده اند . ۷۹ درصد از پاسخگویان برخورد مسئولان مربوطه را با این معضل اجتماعی ضعیف و ناکافی می دانستند و تنها ۲ درصد پاسخگویان برخورد مسئولان را قاطع دانستند.
یادم هست بچه که بودم پدرم میگفت: اگر مردی دست خود را به روی خلق خدا دراز کند این دست مثل پلی است که از روی آبروی خود گذشته است و مرد آبرومند محتاج خلق خدا نمیشود.
در اینکه وظیفه شرعی و دینی هر مسلمانی است که به همنوع خود که نیازمند کمک است کمک شود شکی نیست ما به واقع میدانیم دستهایی که کمک میکنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا میکنند اما آیا به واقع هر شخصی که در خیابان و اجتماع بچه ای ژولیده را دربغل گرفته یا بدن او از کار افتاده و زخمی است مستحق کمک است؟؟ آیا کمک به این افراد وظیفه ای شخصی است یا سازمانهای مسئول باید جوابگو باشند؟
یکی از معصومین میفرماید: از فقز بترسید چون دین را هم زیر سوال میبرد.
|